۲- خاطرات با تو بودن را برای هر که ميخوانم، ميگوید دورهی این حرفها گذشتهاست...
۳- بیتو هم دلم میسوزد و هم جانم، پنداری بعد رفتنت دوگانهسوز شدهام!
۴- چه سخت ساختیم، با روزهای سختی که تو برایمان ساختی...
۵- گردنم درد میکنه، بار سنگین ِ غم ِ رفتنت؟! نه بابا سرما خوردگیه! خیلی خودتو جدی گرفتیا!
۶- وقتی رفتی حالت تهوع بهم دست داد! چی؟! کجای این شعره؟!! من میگم حالم بد شد تو به فکر مشعور* شدنتی؟!
*مشعور: اسم مفعول از ریشه ی "شعر" / گیر ندید دیگه! میبینید که سرما خوردم ناخوشم!
پ.ن : این هفته سالگرد ... بود!