۲- هنگامی که از دهانت افتادم هنوز ميسوختم، تنهایی پایش را به رویم گذاشت و خاموشم کرد...
۳- حالا خودتو انقد ناراحت نکن، مصیبتی هستی که پیش اومدی دیگه، کاریت هم نمیشه کرد!
۴- تو که خودت لالایی بلدی، چرا دست گذاشتی روی خواب و رویای من؟!
۵- بیا با آغوش باز به سمت هم بدوییم، هر کی زودتر رسید برنده است! (تو هم سادههههههه!)
۶- اگه خواستی دوباره بیای دلمو ببری کیسه بیار همراه خودت، آخه همون شبی که گفتی رفتنی شدی بندش پاره شد!
۷- دلمو میکشید سمت خودش، سفت چسبیدم، آخرش بندش پاره شد...
۸- از وقتی بند دلم پاره شده، نميتونم به هیچ کسی دل ببندم...
۲- شکر ِ خاطراتت را در فنجان ِ "شبهای نبودنت" ميریزم، شاید اندکی نوشیدنيتر شود، تنها و تنها شاید...
۳- چشمانت که چشمکزن شد، از نگاهت گذشتم و وارد دلت شدم!
۴- دور از چشم ِ تو، خلاف که هیچی، زندگی هم نمیشه کرد!
۵- وقتی روبروت میشینم شعر میگم، احساس میکنم دارم اُپنبوک امتحان میدم!
۶- اِنقد روی اعصابم راه نرو، خُرد میشه میره توی پات! میدونی که طاقت ناراحتیتو ندارم!
۷- ببخشید خانم! لطفاً یه لحظه لبخند بزنید، عکس؟! نه بابا میخوام عاشق شم!
۸- دلمون خوش بود که داری به ما چشمک میزنی، نگو داشتی چشماتو معاینه میکردی!
۲- آره، شب سردیه، ولی نه به سردی ِ نگاههای ِ تو...
۳- قبل از تو زیاد عاشق شدم، اگه تو رو هم حساب کنم میشه "زیاد بعلاوهی ۵/۱" (گفته بودم که تو با همشون فرق داری!)
۴- واقعاً راست میگن خمیازه مُسریه، همین مثلاً خود ِ تو، وقتایی که خمیازه میکشی من رمانتیک میشم! چه ربطی داره؟! چی چه ربطی داره؟!
۵- عزیزم، یه لحظه ثابت واستا، فقط لبخند بزن، تصمیم دارم برایت شعری بسرایم!
۶- کلاغ پر، گنجیشک پر، تو پر، من پرپر...
۷- آنقدر برای آمدنت صبر کردم که حلیم شدم...
۸- انقدر خودتو نگیر، بیا منو بگیر!
۹- آخی یادته قبلَنا چقدر مهربون بودی؟! زیاد به خودت فشار نیار، منم چیز خاصی یادم نمیاد!
۲- اومدی ابروتُو درست کنی، زدی دل ما رو بردی!
۳- آش کشک خالتَم، بخوری پاتم نخوری پاتم!
۴- دستانت را به من بسپار تا بگریزیم ازین شهر، دیر کنی، همچو شبهای پیشین یا مرا از خواب بیدار میکنند یا ترا!
۵- همین پیش پای تو غم و ناامیدی اومدهبودن اینجا!
۶- نه احساس و نظر تو در مورد من عوض میشه، نه احساس و نظر من در مورد تو عوض میشه، همین تفاهممونه که سدّ ِ راه رسیدنِ من به تو شده!
۷- نه خسرو خاطرخواه تو شدهبود، نه من ِ مطرب زور ِ بازویِ فرهاد رو داشتم! با همهی این حرفا آخر قصّمون هم چندان شیرین نبود!
۸-تشنگیام بر طرف شد، چاقویت را تیز کن لطفاً...
۹- عزیز ِ دل، "گشت ارشاد" مثل من نیست که اگه ببیندت از چش و چارت تعریف کنه ها!
۱۰- دلم خیلی تنگه، ولی با این حال اگه برگردی یه جوری جات میکنم! تو نگران اونش نباش!
۱۱- دارم وزنم رو میبرم بالا، دکترم گفته مطلقاً نبینمت! (خوشم میاد که جامعهی پزشکی هم دیگه پی برده تو چه پدیدهای هستی!)
۱۲- چییییییییییی؟!!! غزل بگم که برگردی؟!! با این خاطرات خوشگلت(!) کاریکلماتور هم از سرت زیادیه!
۱۳- آب که بهم ندادی، چاقوتَم که کُنده! قربونی کردنت هم به آدمیزاد نرفته!