۲- وقتی رفتی یه حس خاصی بهم دست داد که قابل وصف نیست، چه جوری بگم؟! تا حالا شده توی تاریکی از پلهها پایین بری؟! بعد از آخرین پله حس کنی باز هم پله هست، پاتو فرو کنی توی زمین اما ببینی دیگه خبری از پلهها نیست؟! دیدی چه حسی به آدم دست میده؟! توی اون لحظه من یه همچین حسی داشتم! اگه نفهمیدی بیشتر توضیح بدم!
۳- درست با جفت چشمات توی چشمای من نگاه کن، ببین چیزی رفته توی چشمم؟! بیشتر نگاهم کن، بیشتر، بیشتر...
۴- میگن ایرانیا مهمون نوازن، تو چی شد این شکلی شدی؟!
۵- تا حالا وقتایی که عشوه میای خودتو توی آینه دیدی؟ جون مجید ببینی دیگه اِنقدر کلید نمیکنی که چرا من همش طنز مینویسم!
۶- پیچ ِ موهاتو ندیدم، رفتم تو چشت!
۷- هم درونِ منی و هم روبروی من، پنداری آیینهات شدهام..
۸- خودمو به خواب میزنم، خدا رو چه دیدی شاید خوابت رو دیدم..
۹- حواست رو جمع کن، برای بار ِ آخر تا صد میشمرم، اگه اومدی اومدی، اگه نیومدی باز از صفر میشمرم! اگه باز هم نیومدی باز دوباره از صفر...، گفتم که حساب کار دستت بیاد!
۱۰- (به زودی در این مکان جملهی جدیدی کتابَت خواهد شد!)
۱- بعد از تو عاشق هیچ کسی نشدم، جَو نگیردِت، شدیداً درگیر امتحانام بودم، اگه خدا بخواد بعد ماه رمضون!
۲- فقط خدا میدونه این: "چشم، چشم، دو ابرو، دماغ و دهن، یه گردو"یِ تو چه جوری هوشو از سر من برده!
۳- این چشات همینجوری خمار هست، وقتایی که سرما هم میخوری که دیگه نگو و نپرس! دور از جونت خدا قسمت کنه باز توی اون حال زیارتت کنیم!
۴- با دو سه تا حرکت ابرو آدمو به هم میریزی، منم که مینیمالیییییست! جون تو عاشق همین ریزه کاریاتم!
۵- با همه بگوبخند، با ما بگومگو!
۶- خواب دیدم خوابت رو دیدم!
۷- تو بد ِ ما رو میخوای، ما بدْ تو رو میخوایم، چیزی که عوض داره گله نداره!
۸- قلمم آبستن نام توست اما افسوس که قابلهی دستانم در نبود ِ تو خسته و تنها به خواب رفتهاست.
۹- سالهای بی تو بودن: سالهایی که بی شعبان گذشت...
۱۰- اول صبحی چه عشوهیی مییاد، روز روشن ميخواد شبیخون بزنه!
۱۱- انقدر به سیاهی و نازکی ِ ابروهات نناز، دل منو ندیدی بنده خدا!
۱۲- یه عمر رفیق ناباب و مطرب و دودی داشتیم سالم موندهبودیم، آخرش این دو تا چشمت خرابمون کرد!
۱۳- روی پاکت مرقوم بفرمایید: "مربوط به بخش دلشکستگان"