۴- روزهای با تو بودن، کوتاه، کوتاه ِ کوتاه، کوتاهتر از شبهشعرهای من...
۵- در سفرَت دل باختم،
لاجرم عهد و پیمانمان هم شکسته ادا شد...
۶- پرده که افتاد، نه تو ماندی و نه من... (چون پرده بر افتد... خیام)
۷- دلِ شکستهام را گچ گرفتهام،
خاطراتت را به رویش مشق ميکنم!
۱- نه چشمهای من از رو ميروند، نه چشم های تو!
مساوی شدیم، "بازی به دو"!
۳- کسی بخواد تو رو ببینه، کیو باید ببینه؟!!
۴- باور کن لاغر شدنم به خاطر دوری توست، مادرزادی نیست!
۵- همه را برق ميگیرد، مرا چشمان تو!
۶- سال عوض شد، تو عوض نشدی!
۷- دل سپرده شده پس گرفته نميشود!
۸- چقدر چشمان سیاهت به تو ميآیند...
۹- این روزها مدام به تو فکر ميکنم... ، چه میشه کرد، باز بهتر از بيکاریه!
۱۰- از زیر سنگ هم که شده... ، نه دیگه، دستنیافتنيتر از این لافها شدهای!
۱۱- اومدنت سوخت و سوز داره، دیر و زود نداره...
۱۲- دیشب خوابت رو دیدم، کلاً چند شبه کابوس میبینم!
۱۳- دست و پا ميزدم برسمَت، غافل از آنکه پیش از من بار سفر بسته بودی، نه تو را گنهی بود نه مرا اما بعد تو من و دل دوزخی شدیم...
(اینجا رو ببینید)